عباس اقبال آشتيانى
497
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
پناهگاهى جهت علم و ادب در ممالك اسلامى بجا نماند . اثر استيلاى خانمانسوز مغول با وجود شدّت ضربت و عظمت ويرانى باز در برانداختن مشاعل علم و ادب به علت استحكام ريشهء معنويات در ممالك اسلامى و علاقهء مردم بمعارف بسرعت ظاهر نشد چه هنوز در همان بحبوحهء انقلاب بزرگانى بودند كه در دورهء قبل از استيلاى مغول تربيت يافته و بخت بد ايشان را با عصر استيلاى تاتار معاصر قرار داده بود . از اين جماعت عدّهاى در همان هنگامه جان سپردند ولى طايفهاى ديگر از مقابل سيل بلا گريخته بجنوب ايران يا بهندوستان و بلاد روم پناه جستند و در آن نواحى به كار آموختن مشغول شدند . اسلام آوردن ايلخانان ايران بتدبير وزرا و عمّال ايراندوست ايرانى كه نتيجهء آن كوتاه شدن دست تحريك عنصر صلب خشن مغولى و عنصر مغرض متعصب عيسوى شده است تا حدّى خاطر مردم را فراغت بخشيده و دورهء ايلخانى غازان و اولجايتو و ابو سعيد را نسبت به دورههاى قبل بهتر كرده است ولى باز اين ايام كجا مىتوانسته است با دورهء درخشان سلاجقه و خوارزمشاهيان و خلفاى عباسى از جهت تعميم علم و ادب و فراوانى كتاب و تعدّد علما و فضلاى درجهء اول برابرى كند . تنها در اين ميان سلسلههاى كوچك امراى اطراف مثل آل كرت در هرات و اتابكان و آل مظفر در فارس و امراى لر در لرستان محنتزدگان فرارى را گرد خود جمع مىكردند و غلامان سلاطين غور در سند و هندوستان غربى و سلاطين سلجوقى روم يا امراى ايشان كه همه در تشويق زبان و ادبيات فارسى از سلاطين بزرگ ايران قبل از استيلاى مغول مثل سلاجقه و غوريان و خوارزمشاهيان تقليد مىكردند نيز در پناه دادن علما و اهل ادب سعى داشتند و از همين تاريخ است كه ادبيات زبان فارسى غير از ايران اصلى دو مركز عمدهء ديگر در خارج ايران پيدا كرده يكى در هندوستان غربى كه در اين كار از اواخر عهد غزنويان و غوريان سابقه داشته ديگرى در بلاد روم . اينك ما ذيلا بزرگان فضلاى ايرانى را كه قبل از استيلاى تيمور در ايران يا خارج ايران مىزيسته و به فارسى يا عربى شعر گفته يا كتاب نوشتهاند به ترتيب زمان تعداد مىكنيم و از هركدام نيز مختصر شرح حالى بدست مىدهيم و گاهى بمناسبت از فضلاى غير ايرانى هم كه كتب يا افكار ايشان در ايران مؤثر افتاده ذكرى مىنمائيم .